يكم:
گفت پيغمبر به ياران زينهار
تن مپوشانيد از باد بهار
زانكه با جان شما آن ميكند
كاين رياحين با درختان مي كند
از اثر دعاي حضرت باب الحوایج(ع) باد ربيع كار خودش را كرد و حال من خوب خوب شده است.
الحمدلله
اين را به دليل اينكه خدا گفته "نعمت هاي پروردگارت را بازگو كن" ؛ براي عرض سپاس به محضر يار دلنواز نوشتم
دوم :
ديروز داشتم به بابام فكر ميكردم.
بابت همه محبتهاشون خيلي ممنونشون هستم.
چقدر براي ما زحمت كشيدند.
در يه زمانهايي هم براي من بابا بودند هم مامان هم رفيق هم مشاور هم همراز هم همراه....
حالا كه من ميتونم كمكي به بابام كنم نميتونم ببينمشون يا كمكي بهشون بكنم.
اين رباعي رو چند وقت پيش از طرف بابام خطاب به خودم سرودم:
تنها شده ام خسته و تنها پسرم
يكدم بنشين كنار بابا پسرم
يوسف را هم به اسم بازي بردند
مي ترسم از اين بازي دنيا پسرم
سوم:
اين روزها به علت شلوغي كارها نمي تونم آپ كنم و گرنه حالم خوب است.
چهارم:
يك نفر از من فال حافظ خواسته بود؛ فال گرفتم اين آمد :
قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
كه نيست با كسم از بهر مال و جاه نزاع
شراب خانگيم بس مي مغانه بيار
حريف باده رسيد اي رفيق توبه وداع
خداي را به مي ام شست و شوي خرقه كنيد
كه من نميشنوم بوي خير از اين اوضاع ....
پنجم و ششم و هفتم و هشتم :
رب اني لما انزلت الي من خير فقير