تبليغاتX
واگویه ها
 

۱  امسال  رجب  وشعبان  پر گناهی داشتم  بسیار شرم دارم از وارد شدن آلوده به میهمانی خداوند

نه لباس تمیز و پاکیزه ی تقوی بر تن دارم نه عطر عمل صالح بر خویش افشانده ام

ای کاش که میزبان مهربان پیش از شروع میهمانیش مار ا در دریای توبه اش تطهیر کند که در محضر صاحب میهمانی و سایر میهمانان شرمساری کمتری ببریم

 

 

۲  مناجات شعبانیه فرازهایی دارد که آتش می زند:

           ""  الهی ان اخذتنی بذنوبی اخذتک بمغفرتک  ""

 

"اخذ" به معنی گرفتن است در دو معنای اصطلاحی کاربرد دارد یکی به معنی بازداشت کردن است و مواخذه کردن ... و دیگری به معنای دست به دامن شدن و گرفتن ریسمان محکمی که از پرت شدن نجات دهد

خدایا اگر به خاطر گناهم  مواخذه ام کنی بازداشتم کنی مرا بگیری

به مغفرت تو چنگ میزنم دست به دامان مغفرتت میشوم  میگیرمت

حالا خداوکیلی به نظرتان این معنای  "اگر مرا به گناهم بگیری تو را به مغفرتت میگیرم" میتواند آنهمه ایهام و زیبایی را منتقل کند ؟

تازه بین عفو  و مغفرت(غفر)تفاوتهایی هست که بعدا ایشالا میگم

 

۳   خدایا اگر در آنچه از شعبان گذشت مارا نیامرزیدی

             در آنچه از آن باقی ست ما را بیامرز

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 11:19  توسط سید علی انجو  | 

 

 

 

۱  این بانک رفاه خیلی ماجراها توی زندگی ما داشته

   یکی ا زمهم تر هاش اینه که توی دوران دانشجویی قبلی مون  تازه بانک رفاه با وزارت بهداشت قوم و خویش شده بود لذا همه حقوقهای اینترنی ما و کار دانشجوییها و ... رو توی یه حساب قرض الحسنه رفاه می ریختند

ما  هم که یه آدم پر احساس هستیم(!!) خاطرات احساسی خوبی از اولین حقوقهامون داریم هرچند عبارت  " چندرغاز"   واقعا درباره ش صدق میکرد

وام ازدواج دانشجویی و خلاصه همه اتفاقات مالی دانشجویی اول ما در بانک رفاه اتفاق افتاده

 

۲   بعدها فهمیدم ظاهرا دکتر پزشکیان که وزیر همان دوران دانشجویی اول ما بود در زمان وزارتش با مدیرعامل بانک رفاه کارگران اون زمان یک خویش و قومیی داشته اند که به همین دلیل همه حسابهای

وزارت بهداشت از ملت  به رفاه تغییر کرد

 

 

۳  کلا اینترن موجود خسته ایه 

 شاید به خاطر کشیکها

 یا اینکه میبینه که پزشکی اونی نیست که توی رویاهاش تصور میکرده

 یا شاید به خاطر امتحانها و مورنینگ ریپورت و راند و... که هم باید کار بدنی کنه هم  درس بخونه

 و یا شاید به خاطر شرایط سن و سال و نیازها و نداشتنها و .. و نشدنها و ...

یا شاید به خاطر ارتباط بسیار عریان و بی پرده با دردهای اجتماعی در بخشهای جراحی و اطفال و زنان  و ...

خلاصه توی دانشگاه اهواز توی اون میدونی که ساختمان مرکزی واقعه یه شعبه بانک رفاه بود که کولرگازی (یا اسپیلیت)خیلی خوبی داشت و بساط چای به راه و آماده ای

 

این برای یک اینترن خسته خیلی رویاییه دیگه

 

هنوز هم از یاد آوری چاییهایی که توی بانک با بر و بچ  می خوردیم مشعوف(!!) میشم

 

۴  دو سه روزه که توجهم به یه نکته جلب شده

توی تابلوی شعبات بانک رفاه تهران با رنگ سبز پسته ای بزرگ نوشته اند: " بانک رفاه"  و بعد خیلی ریز و کوچولو نوشته شده : "کارگران"

این طرز نوشتن یه کم منو قل قلک فکری میده از پیشه وری و انقلابهای کارگری بگیر تا فروپاشی کمونیسم و تغییر ارزشهای اسلامی جامعه و پابرهنه ها و اینکه ولی نعمت انقلاب بودند (یا هستند) تا جذب سرمایه گذاران و سرمایه داران(یا به دست آوردن دلشون !! به طرق مختلف) و شعب پولی مدارس و دانشگاهها و بیمارستانها و احتمالا در آینده شعب پولی مجلس و دولت و قوه قضاییه و سایر نهادها

خلاصه همینا دیگه

 

۵ و ۶ و ۷ و ... و ۱۲ و .. و۱۴  میلاد امام زمان (عج) مبارک

 

 

۸  رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر

 

 پی نوشت : راستی   گاگول خان شب میلاد حضرت علی اکبر عروسی(یا شاید هم دامادی)

 کردند از همینجا تبریک میگم بهشون و شما هم اگه خواستید خوب برید تبریک بگید دیگه 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 1:13  توسط سید علی انجو  | 

1   مدتیه به هیچ یک از کارهایی که قبلا انجام میدادم نمی رسم از جمله شعر خواندن

2    مدتیه دسترسیم به اینترنت بسیار محدود شده

3    این شعر زیبای قیصر  رو   یه جا دیدم خیلی دوست داشتم من هم نقلش کنم:

. . . 

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

.....

4   بعد با خودم فکر کردم این روزها که با اومدن محمد عزیز حال من خوبه چرا این شعر اینجور به دلم نشست؟

البته شعرهای قیصر همه ش عالی و دلنشین هستند  اما    . . .   شاید بی ارتباط  با انتخابات و پس لرزه هاش نباشه

5  رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر - الهی اناالفقیر فی غنای فکیف لااکون فقیرا فی فقری؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 3:57  توسط سید علی انجو  | 

1   مدتیه به هیچ یک از کارهایی که قبلا انجام میدادم نمی رسم از جمله شعر خواندن

2    مدتیه دسترسیم به اینترنت بسیار محدود شده

3    این شعر زیبای قیصر  رو   یه جا دیدم خیلی دوست داشتم من هم نقلش کنم:

. . . 

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

.....

4   بعد با خودم فکر کردم این روزها که با اومدن محمد عزیز حال من خوبه چرا این شعر اینجور به دلم نشست؟

البته شعرهای قیصر همه ش عالی و دلنشین هستند  اما    . . .   شاید بی ارتباط  با انتخابات و پس لرزه هاش نباشه

5  رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر - الهی اناالفقیر فی غنای فکیف لااکون فقیرا فی فقری؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 3:57  توسط سید علی انجو  |