یکم : از اینکه این همه مناسبت مهم در ماههای رجب و شعبان داشتیم و من نتوانستم برای آنها بنویسم ناراحت بودم و در نظر داشتم به احترام آن مناسبتهای بالا و والا
به مناسبت روز پزشک هم ننویسم
اما به چند دلیل و از جمله به سبب محبت دوستان لازم دیدم بنویسم
دوم : از همه دوستانی که پیامکی و وبلاگی و احتمالا ایمیلی(ایمیلها باز نمی شه نمی دونم چرا)
تبریک گفته اند بی نهایت سپاسگزارم بویژه دختر عمو و مهندس مریم! خانم و آقا احسان عزیز و امین آقا و اکبر آقا و . . .
سوم : بر عکس آنچه رسانه ها تبلیغ می کنند وضع معیشت اکثر پزشکان(غالبا پزشکان عمومی جوان) خوب نیست . . . فقط می توانم آه بکشم . . .
چهارم : وضع درمان بیماران بخصوص بیماران بی بضاعت هیچ خوب نیست
به عنوان یک پزشک
و به عنوان کسی که عاشق آرمان های امام و انقلاب هستم
و مستضعفان و پابرهنه ها را هنوز هم ولی نعمت انقلاب می دانم . . . فقط می توانم آه بکشم . . .
پنجم : یک عده از پزشکانی که در زمان جنگ از بورسیه ها و امکانات این مملکت استفاده کرده (در کنار خدمتی که الحق بسیار جانانه به کشور ارایه کردند) استفاده شان را هم بردند
اکنون چون زالو به جان سلامت مملکت افتاده از احتیاج بیماران برای دوشاندن آنها استفاده می کنند
اینها در چشم من خائن ترین و دزدترین دزدان جامعه اند
کسی که از جیب مریض بدزدد چقدر باید . . . : آّه
ششم : این رباعی رو چندی پیش درباره دسته بالایی گفته ام
بر چهره ی زار و زردتان می خندیم
بر غصه و آه سردتان می خندیم
بیمار عزیز ما فقیری ؟ باشد!!
ما نیز به ریش دردتان می خندیم
هفتم : روز پزشک را به آن تعداد کثیر از همکارانم که فحش و داد وبیداد های همراهان نا آگاه و بی فرهنگ بیمار را تحمل می کنند... خون توی چشمشان می پاشد و در خطر ابتلا به ایدز و هپاتیت و . . . قرار می گیرند.....حقوقشان آنقدر پایین است که میوه خریدن برایشان یک بحران خانوادگی است ....اما بدون توجه به همه ی اینها
شب تا صبح پلک نمی زنند و بیماری را از ادم ریه در می آورند... یا او را به سختی انتوبیت می کنند ... یا سی پی آر را با وجدان کاری و دقت تا آخرین لحظه انجام می دهند...
تبریک می گویم و آرزو می کنم خودم هم به زودی دوباره به شغل درمانی (در عوض این شغل دفتری و اجرایی) برگردم
هشتم : یا امان الخائفین
به حق امام هشتم و پدران و پسران معصومش (ع)
وقتی که سریال حضرت یوسف رو نگاه می کنم بد جوری دلم از دست رفتارهای خودم می گیره
توی یه کتابی خوندم وقتی امام ظهور می کنند این آیه ی سوره ی یوسف رو خطاب به شیعیانشان می خونند :
"" . . . هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذ انتم جاهلون ... ""
"" ... ترجمه : آیا می دانید چه کردید با یوسف و برادرش وقتیکه جاهل بودید ؟ ... ""
دیدید برادران یوسف چطور او را زدند و آزار دادند ؟ گناهان ما هم همینطور آن یوسف گم گشته را می آزارد ... در چاه می کند ... به زندان می افکند ... دعا می کنم دیگر بتوانم گناه نکنم تا او را نیازارم
حالا که دستها همه بر روی
دستهاست
هر قدر هم دعا کنم آقا بیا کم است
""می و مستی"" در ادبیات کهن ما نقش برجسته ای دارد
در چند ده سال اخیر ادبیاتی هایی که فرهنگ ایران رو از روی دست مستشرقین خونده و از بر کرده اند همه جا اظهار کرده اند که ""می"" مورد نظر حافظ وسعدی همان مشروبات الکلی است
اول اینکه به عنوان یک پزشک عمیقا برای این آدمها که قاعدتا تحصیلکرده هم هستند متاسفم
در ثانی این بیت حافظ راببینید :
"" نگویمت که همه ساله ""می"" پرستی کن
سه ماه ""می"" خور و نه ماه پارسا میباش ""
اگر ""می"" همان مشروب مدنظر این فرهنگ دوستان باشد معنی حاشیه ای این بیت متظاهر بودن و ریاکار بودن حافظ در نه ماه از سال است
یعنی حافظ بعض آیات قرآنی که حفظ داشته را قبول داشته بعضی را نه ؟؟
یا گاهی اعتقاد داشته گاهی نه ؟؟
یعنی دمدمی مزاج و . . . بوده ؟؟
اصلا می شود کسی سه ماه الکل بخورد ... نه ماه نخورد ؟؟ از چه روش ترکی در آن نه ماه استفاده می کرده که هنوز برای اطبای این عصر کشف نشده ... ؟؟
پس حافظ هم عقل راست و درستی نداشته که توصیه به یک امر نشدنی کرده ؟!
از نظر دینی
سلب توفیق و حبط اعمال چه می شود ؟؟ کسی که سه ماه گناه به این بزرگی مرتکب شود میتواند « یعنی توفیق پیدا می کند» نه ماه پارسا شود ؟؟
شما چه تعریفی از ""می"" دارید ؟
(بقیه مطالب را توی کامنتها با هم بحث می کنیم)
اما چون وبلاگ نوزاد یه استاد کهنه کار ما رو دعوت کردند به این مسابقه کردند
مطلب خودم رو بعد میذارم :
عنوان مسابقه : اگه از حالا ۲۴ ساعت وقت داشته باشید به پایان زندگی چه می کنید ؟؟
من اگه یه روز وقت داشته باشم
همین کارهایی رو که الان دارم ادامه میدم
فقط سعی می کنم نمازهای اون روزم رو لا اقل به جماعت و اول وقت بخونم
یه وصیتنامه سوزناک می نویسم
و می شینم قرآن می خونم با ترتیل تا جناب ملک الموت بیان
همین
چون می دونستم ممکنه حالشو نداشته باشید تا اونجا برید
این مطلب رو عینا از وبلاگ پسرخاله عزیزم نقل می کنم :
توی قبض برق این ماه نوشته بود :
===============================
مبلغ واقعی برق مصرفی شما : ٢٨۵٠٠٠ ریال
یارانه پرداختی توسط دولت : ٢۵۵٠٠٠ ریال
مبلغ پرداختی توسط شما ٢۵٠٠٠ ریال
=============================
دوست دارم یه قبض بفرستم برای دولت به این شکل :
==================================
حقوق یه مهندس نرمافزار با حدود ٨ سال سابقه در ممالکی که برای پول برق یارانه نمیدهند ماهیانه ١٨٠٠٠ دلار
حقوق دریافتی اینجانب ماهیانه ۶٠٠ دلار
یارانه پرداختی من به دولت محترم : ماهیانه ١٢٠٠ دلار.
===================================
همین
امروز میاین بریم بقیع ؟
خانم ها تا اینجا بیشتر نمی تونند بیان :
