۱ آخر خرداد و شهید چمران ملکوت است و من گرفتار گناه حق اظهار نظر ندارم
فقط خدا به دادمان برسد روزیکه او را می گذارند توی ترازو و می گویند ایشان هم در همین عصر زندگی کرد
اون از درس خواندنش
اون از یتیم نوازیش
اون از جهاد و مبارزه ش
خاک بر سرت
اون توی برکلی کالیفرنیا بود و اینقدر پاک
و تو اینهمه گناه در این جا در حریم عارفان وبزرگان
۲ خر عیسی گرش به مکه برند
چون بیاید هنوز خر باشد
اما یادم میاد به یه حکایت
که یه عالم دینی شب خواب دیده بود که یه جماعت خر وارد حرم شدند و وقتی خارج شدند
هر کدام یه پالان نو داشتند
ببخشید که حرمت شما که این مطالب رو می خونین خدشه دار شد
ولی اعمال خودم رو در مقایسه با اینهمه محبت خدا که نگاه می کنم
می بینم از هر حیوان نفهمی بیشتر بی حرمتی به شان و مرتبت دوست کرده ام
دعا کنید آنجا حالم خوب شود و دیگر هم به بدی برنگردد
۳ از همه حلا لیت می طلبم ما پنجم تیر عازمیم ولی دیگه نمی رسم آپ کنم
سعدی :
بر در کعبه سائلی دیدم
که همی گفت و می گرستی خوش
می نگویم که طاعتم بپذیر
قلم عفو بر گناهم کش
فقط یه چیزی امید وارم می کنه :
من آمده ام گدای این در گردم
در بحر عنایتت شناور گردم
با دست تهی آمده ام عیبی نیست
عیب است که با دست تهی برگردم