تبليغاتX
واگویه ها
 

 

 

 

حسین  یک درس بزرگتر از شهادتش به  ما  داده  است

 

 

 

و  آن  نیمه  تمام  گذاشتن  حج ....   و  به سوی شهادت رفتن است .....

 

 

 

 تا   به همه  حج گزاران  تاریخ  -  نماز گزاران تاریخ - مومنان به سنت ابراهیم - بیاموزد که

 

 

 اگر امامت نباشد

 

 

اگر  رهبری  نباشد

 

 

اگر  هدف  نباشد

 

 

اگر حسین نباشد   و   اگر یزید باشد

 

چرخیدن  بر گرد خانه خدا با  خانه ی  بت مساوی است

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 6:50  توسط سید علی انجو  | 

 

 

دیشب  اصلا حال خوشی نداشتم

 

بغض کرده  بودم  از  غروب تا حدودای ساعت   یک  شب

 

 

پانزده سال بی مادری به سرعت برق وباد گذشت

 

 

چه  بچه  های   بی معرفتی  هستیم  ما

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 6:51  توسط سید علی انجو  | 

 

 

 

چند  وقت  پیش به  یه نفر   قول  دادم راجع  به  فال  حافظ  توضیح  بدم

 

 

من  اینجوری   بلدم

 

 

۱  دیوان  حافظ  رو  بر می دارم

 

 

۲   برای   روح بلندش  یکبار ""حمد""  و  سه  بار  "" قل هو الله "" می  خونم

 

۳   نیت  می کنم

 

۴   سعی  می کنم  متوجه  روح  این مرد خدایی  و اون حافظ  بلند مرتبه قرآن  شوم

 

۵  در  دلم  به  او می گویم  ای حافظ  شیرازی تو محرم  هر رازی   به  قرآنی که  اندر  سینه داری . . .

 

 

۶   دیوان  حافظ  رو  باز می  کنم

 

 

۷   اولین غزل  بالا  و سمت راست را  می  خوانم   اگر  سطر  اول  صفحه ی سمت راست  از نیمه ی یک  غزل  باشد  از اول آن غزل (اخر صفحه ی قبل) را  می آورم

 

 

 

۸   سه  بیت    یا  پنج  بیت   غزل  بعدی   شاهد  فال   است

 

 

میگن  اگه  توی  خود  فال  جوابتو نگرفتی  توی شاهدش  می گیری

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 13:21  توسط سید علی انجو  | 

 

 

دیشب به همه ی دوستانی

 

 که هفت سال همکلاسی بودیم(البته اونایی که شماره شون رو داشتم)

 

 پیامک زدم که بیاید از راه وبلاگ تماسمون رو مجدد برقرار کنیم

 

یه وبلاگ با آدرس زیر درست کردم

 

http://pezeshkiahwaz.blogfa.com/

 

برید توی قسمت نظراتش و به صورت خصوصی یا عمومی یه ایمیل یا یه شماره موبایل به من بدید تا پسوردش رو براتون میل یا اس ام اس کنم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 9:2  توسط سید علی انجو  | 

 

 

یا فاطمه من عقده ی دل وا نکردم

 

گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم

 

 

در انتظارم ... مهدی(عج) بیاید

 

تا تربتت را ... پیدا نماید

 

 

 

اولین بار این نوحه ی دلنشین را از زبان یک مرد بزرگ که الان در بین ما نیست شنیدم

 

اگه گفتید از کی ؟؟

 

از حاج محمود روزیطلب پدر سه شهید

می دونید کجا ؟؟

 

وقتی که جنازه ی مرحوم مادرم رو گذاشته بودند روی زمین کنار اون گودال بزرگ

 

 و داشتند عزاداری می کردند که تا لحظاتی بعد بگذارندشون اون داخل ...

 

امسال فاطمیه خیلی خاص بود

 

اول اینکه ما داریم میریم یه جایی که بگردیم دنبال آن مزار گم شده

دوم اینکه مثل پارسال فاطمیه ای که توی خرداد باشه منو بدجوری می ریزه به هم ...

سوم اینکه یه قسمت از وصیت نامه ی حضرت زهرا(س) رو که تا حالا نشنیده بودم شنیدم و یه حس شادی و ترس همزمان به من داده

 

حضرت زهرا (س)  به مولا امیرالمومنین (ع) وصیت می کنند که سلام مرا به فرزندانم تا روز قیامت برسان

 

 

قربان سلام دلربایت ... نمی دانی چه قدر  در  وسط عزاداری  شادم کردی

 

اما  ....  به  من  بگو چطور جواب سلام شما را بدهم

 

که  ""... احسن منها  او  ردو ها .... ""  باشد ؟؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 8:42  توسط سید علی انجو  | 

 

 

 

مسابقه

سلام دوستان

 

 

مشهد  رو اگه به یه سفر بخواین متصل کنید

 

چه سفری رو انتخاب می کنید ؟؟

 

 

البته اونایی که بهشون قبلا  خبر دادم توی مسابقه شرکت داده نمی شند

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 19:39  توسط سید علی انجو  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 13:34  توسط سید علی انجو  | 

 

سلام

 

به مناسبت سالگرد رحلت  امام عزیز دلم گوشه هایی از وصیتشان را با هم  بخوانیم :

 

امام  ابتدا نکاتی درباره انقلاب می فرمایند و یک سلسله دشمنیها  و توطئه هایی که برای انقلاب طرح ریزی می شود( و عده ای متاسفانه در داخل نا آگاهانه با دشمن همراه می شوند) را نام می برند و از این نعمت بزرگ شدیدا دفاع می کنند سپس می فرمایند :

 

""   . . . اینجانب هیچ گاه نگفته و نمی گویم كه امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده وبی انضباطی برخلاف مقررات اسلام عمل نمی كنند؛ لكن عرض می كنم كه قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا كوشش در اسلامی كردن این كشورمی كنند و ملت دهها میلیونی نیز طرفدار و مددكار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشكالتراش و كارشكن به كمك بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعترخواهد بود. و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدارشده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است ، آمال انسانی - اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید و كجروان واشكالتراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند. ...""

 سپس به  اشکال تراشانی که ایراد می گرفته اند پدرانه اینگونه می فرمایند  :

 

""   . . . برادران ! شما این اوراق را قبل از مرگ من نمی خوانید. ممكن است پس ازمن بخوانید در آن وقت من نزد شما نیستم كه بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان برای كسب مقام و قدرتی با قلبهای جوان شما بازی كنم . من برای آنكه شما جوانان شایسته ای هستید علاقه دارم كه جوانی خود را در راه خداوند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامی صرف كنید تا سعادت هر دو جهان را دریابید. واز خداوند غفور می خواهم كه شما را به راه مستقیم انسانیت هدایت كند و ازگذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نیز در خلوتها از خداوندهمین را بخواهید، كه او هادی و رحمان است .  . . . ""

 

 

ان شا الله خدای هادی رحیم ما را قدر دان فداکاریهای امام و فرزندان مبارزش قرار دهد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 13:33  توسط سید علی انجو  | 

 

 

 

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست

 

 

ور نه تشریف تو   بربالای کس     کوتاه نیست

 

 

ای   امام رضای دوست داشتنی من

 

 

دوست  دارم  در مشهد  هیچ آشنایی بجز شما نداشته باشم

 

 

دوست  دارم  هر شب  و  روز

 

 شما  شاه  عرصه ی شطرنج  من باشی

 

 

من  سرباز پیاده (بیدق) ام  رخت   را  به صیادی  من  بفرست . . . آی  ضامن آهو

 

آهو(عیب)های مرا پیش خدا ضمانت  نمی کنی؟

 

 

من  وزیر شدن  از  تو  نمی خواهم    فقط  می خواهم  پیاده ی  رو سپیدی باشم

 

 

کمکم کن از این  قلب  زنگ زده ی سیاه  راحت  شوم ویک سرباز  پاک در صف  شما باشم  به هر حال حتی  اگر  حال  خوش مناجات  به ما دست ندهد                   

     ما سرباز (بیدق)مان را جلو  می رانیم و زیارتنامه ای  می خوانیم   :

     تا  چه  بازی  "رخ" نماید  "بیدقی"  خواهیم  راند

    عرصه ی شطرنج رندان را مجال "شاه"  نیست

 

 

 

اما یاد سعدی  می افتم  که می فرماید

 

     گر  رود نام من اندر دهنت باکی نیست

 

       پادشاهان به غلط   یاد گدا   نیز کنند

 

اما  اگر  یادی از ما هم نمی شد غم نبود ما عددی نیستیم که:

 

       سعدیا  گر نکند یاد تو    آن ماه   مرنج

 

       ما که باشیم که اندیشه ی ما نیز کنند

 

 

 

اما  می دانم  که لطف  شما دایم است  :

 

" عادتکم الاحسان ...  و سجیتکم  الکرم "

 

 

   و  در  آخر:

 

    بنده ی   پیر خراباتم    که    لطفش   دائم   است

 

 

    ور نه لطف  شیخ  و  زاهد گاه هست  و گاه نیست 

 

 این بیت آخری  دیگه میگه  که  چه  حاجاتی بخواهی  و چه کسایی برن اونجا

 

 

       هرکه خواهد گو بیا  و  هر چه  خواهد  گو بگو

 

                                   کبر وناز و حاجب و دربان در این درگاه نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 16:58  توسط سید علی انجو  |